آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

افطار نگیر

آبتین : مامان نسیم دیگه افطار نگیر فقط شام بخور من :چرا؟ آبتین : چون اذیت میشی من دوست ندارم که اذیت بشی فدای این گل پسر بشم که همه عمر و زندگی و عشق منه
31 خرداد 1394

خرابکاری

بعد از کلی تمیز کاری خونه تو روز تعطیل اومدم بشینم که دیدم بلههههههه . آقا آبتین یه شاهکار هنری با ماژیک رو فرش کشیده میگم آبتین این چه کاریه حالا من چکار کنم. بدو بدو رفته وسایل تمیز کردن رو اورده میگه تمیزش می کنم هر چند که فقط کف بازی کرد اجازه هم نمیده که من جارو کنم .فوری میاد میگیره پسر کاریه خودم   ...
31 خرداد 1394

کلاسهای تابستونی

با شروع تعطیلات تابستونی و مشورت با آقای آبتین خان چند تا کلاس انتخاب گردیم که آبتین بتونه باهاش تعطیلاتشو پر کنه.هر چند که همه کلاسها عصر و دقیقا وقتی من می رسم خونه باید سریع بریم کلاس و خیلی خسته کننده هست اما مهم اینه که آبتین راضیه. کلاس رباتیک: که آبتین این کلاس رو خیلی دوست داره و نمی تونم بگم چقدر لذت بخشه وقتی مربیش همش از استعداد آبتین تعریف می کنه. آفرین پسر گلم اینم عکس وسایلش کلاس موسیقی که بازم مربیش از یادگیری آبتین خیلی راضیه کلاس چرتکه و محاسبات ذهنی . هم سن آبتین 4 نفر هستند تو کلاس بقیه کلاس اول و دوم  هستن اینم مشقهاش   ...
31 خرداد 1394

سفالگری

کارگاه سفالگری برای بچه های خوب که چند روز پیش تو پارک نزدیک خونمون برگزار شد. اینم باب اسفنجی ساخت پسر گلم در آخر هم بچه ها به همراه مادراشون یه حلقه بزرگ تشکیل دادن و توپ بازی ...
31 خرداد 1394

پرسک

جمعه به همراه مادرجون و باباجون و خاله نسترن و آقای اسدی و خانمش و دوقلوهای نازی که هنوز دنیا نیومدن رفتیم منطقه خیلی قشنگ پِرِسک . واقعا عالی بود. هوای خیلی خوب و خنک و آب و چشمه بسیار قشنگ. آبتین هم که از صبح تا موقع برگشت همش تو آب بود و بازی می کرد. اینم آبتین و تفنگش سیب زمینی کبابی فقط به خاطر آبتین اینم بعد از خوردن سیب زمینی   ...
27 خرداد 1394

قد بلندی

اینم اندازه گیری قد بکمک یه ماشین عکس از دایی جون تو راه برگشت از شمال ...
27 خرداد 1394

مسافرت تابستانی -2

از یکشنبه تا چهارشنبه که نور بودیم و کنار دریای ماسه ای کیف کردیم . بعدشم رفتیم خونه خاله مریم گرگان . حسابی هم انداختیمش تو زحمت بعدشم با خاله مریم رفتیم علی آباد علی آباد خونه آقاجونِ خاله مریم. واقعا زحمتشون دادیم و خیلی خیلی خوش گذشت روز پنجشنبه هم رفتیم یه کوه خیلی زیبا اگه اشتباه نکرده باشم اسمش "خٌلین دره " بود و پر از ویلاهای کوهستانی .واقعا جالب و قشنگ بود در کنار یه خانواده بسیار با محبت و مهربون و مهمون نواز.دست همگی درد نکنه . و اینم یه نهار خوشمزه اینم منظره خیلی قشنگ از کوه. از بالکن ویلای کوهستانی آبتین و دوستش پارسا( خواهر زاده خاله مریم ) آبتین و دوستش ستایش ( خ...
23 خرداد 1394